10 – مدرسه رفتن، در کودکیم

زنگ در زده شد، و در باز شد، و صدایی متین میگوید: صبح بخیر خانم من! آیا بچه ای که بسن مدرسه رسیده، و هنوز مدرسه نرفته باشد ندارید؟ آیا مریض نیست؟ نه آقای پاسبان ، کاملا سالم است. آیا پدرش هست که با او صحبت کنم؟ رفته سرکارش. خانم من پس خبرش بدهید که […]

9 – پادشاه مملکت متحده و امپراطور هند!/ در کودکیم:

آیا این لقبی مهم نیست، که بنهایت خیال طفلی را برانگیزد؟ و او را بگوناگون گمانها برد! درحالیکه ذکر أباطره و اقیال و شیوخ و صاحبان صولجان و کسانیکه لقبهای افتخار و سعادت را بدوش دارند؛ اورا بهمه گمانها میبرد، پس چطورمی‌شود وقتی که اسمی بزبان میآید که خورشید از متصرفاتش و املاکش در انحاء […]

اکتاگاوا- ریو نوسکه(نویسنده ژاپنی)Oktagawa – Ryùnosake و داستان آش

کودکی او : نام کوچکش “ریونوسکه” بود، ریونوسکه در اول مارس 1892 در توکیو بدنیا آمد. خیابان کیو واشی ایروهیتوyàbashi – Irrehucho محل اقامتش مسکن خارجیان بود، که بصورت مدرنترین خیابانهای توکیو درآمده بود( کیوباشی ایریهیتو بمعنی مدرن است) (م) و پدرش در منزل شیرفروشی داشت. تولدش در وقت اژدها(Dragan) یعنی درحدود ساعت هشت بود، ( […]

ملاحظات حول الکتابة الفارسیة

1 – تکتب الفارسیة بالخط العربي من الیمین الی الیسار، ولکن عدد حروفها ثلاث و ثلاثون حرفا، أي باضافه أربعة أحرف علی العربیه، و تلک الأربعة هي: الباء المثلِثة – و الجیم المثلثة و الزاء المثلثة و الکاف الفارسیة: ( پ . چ . ژ . گ ). 2 – ثمانیة من حروف هجائها خاصة […]

6 – زمستان منچستر، حجره کار پدر، تراموای،

– زمستان منچسترطولانی بود، آنقدر که اشتیاق خاطر را برای روزگار جوانی و زیبایی طبیعت بر میانگیخت، که آفتاب ملایم گذران در آسمانها باز رخ نماید، علاوه برآن زمستان پرسر و صدا بود، برق کنارههای ابرهای سیاه و انبوه را بخود میکشاند، و صدای ترسناک و غضبناک رعد در فضا میپیچد. آسمان میبارید، و ناگهان […]

7 – سفرهای تابستانی کودکیم

– سرانجام تابستان با سرسبزی و زیباییش رسید، و من مشتاقانه آنروزی را منتظرم که خانه را ترک نماییم، أمّا زیاد طول نمیکشد، و آنروز بیک آن میرسد، تنها مشکل کوچکی وجود دارد که برایش هزاران حساب میکنم، و آن ایستگاه راه آهن است، که از آن بشدت بدم میایدزیرا طاقت نگریستن بقطار در حال ورود […]

5 – مهمانان مراکشی

– خانهء ما نیز از دو طبقه تشکیل میشد، ودر طبقهء همکف اطاق پذیرایی ، و اطاق ناهارخوری، و اطاق نشیمن، و در طبقهء دوّم اطاقی که پدرم آنرا دفترش کرده بود، اطاق خوابش، و اطاق سوّمی که من و خواهرم در آن میخوابیدیم. – در این منزل بوسیلهء پدر و مادر و خواهرم و […]