باز هواي وطنم آرزوست

– پس از سفري يك روزه ولي پرخاطره و سودمند با پرواز داخلي از تبريز بتهران بر ميگشتيم ؛ از پنجرهء هما آسمان شامگاهان ايران تاريك مينمود مهمانداران به يذيرايي مسافران بتقدیم آب ميوهء خنك در بسته بنديهاي تازه – آلومينيوم با روكش كاغذي و ني –مشغول شدند، و جرعه هاي خنك آن مبارزه با خستگي برنامهء فشرده روز را تدبير داشت، و لذت در ميهن خود بودن را ميچشانيد؛ عينك بچشم زدم، تا با خواندن آنچه بر بستهء كنسرو آب ميوه نوشته بود شادماني خود را دو چندان كنم، بلی ما – جماعتی از مهمانان از تبريز عزيز بر ميگشتيم، و بر فراز آذربايجان بسوي تهران پرواز میکردیم ؛ شهري كه با مركزيت خود همهء اين سرزمين را با لهجه هاي گوناگون مردم استانهاي آن ؛ در پوشش زبان و ادبيات فارسي جذابيت و صفايي چشمگير ميدهد، و بو و رنگ گلهاي محمدي كاشان، و گلاب نطنز شامه را سرمست کرده، و از راه رسیده را شادابی نيلوفرهاي تالاب انزلي میبخشد، تا سرخ رویی مرجانهاي خليج فارس یابد، و با صفایی آبگونه همچون فيروزهء نيشابور بدرخشد.
بلي ؛ نوشتهء روی پاكت آب ميوه را خواندم، و باز خواندم ،بدو خط انگليسي و فارسي نوشته بود، هيج از خط فارسي سر در نياوردم ؛ خدايا مرا چه شد؟ پس از عمري زبانخواني و ادعای زبانداني ؛ آيا زبان مادري خود را فراموش كرده ام، تا بر خود گدایی روا دارم ، و از دو خانم هندي همنشين خود بخواهم ،تا برايم معني كنند! آنانيكه با زمزمهء غزلهاي حافظ گويي معاني را ميچشند، و به غبطه بمن مينگرند، كه اگر از كنارهء خزر بجوار مديترانه کناره گرفته ای همچنان همزبان و هموطن سعدي و حافظي؟ شرمزده از نادانی خود، بدور مانده از تمدن آیندگان بفرهنگ پیشنیان چنگ زده، عربوار يا للعار از این بیسوادی برخود خواندم؛ پس بنا بفرمودهء فردوسي عليه الرحمه : «اگر پهلواني نداني زبان – بتازي تو اروند را دجله خوان» در میدان گفتگوی تمدنها تکزبانی نطلبیدم، ولیکن انگليسي را بجای عربی یافتم که چنگیزوار پل فارسی را بزیر سم انترنت خرد میکرد، و گویشهای زبانرا همچون صناع نیشابور با خود میبرد.
بلی بر پاکت آب میوه بتركي آذري و بانگليسي نوشته شده بود: باخما منه =Don’t star ؛ ايچ بنيDrink me، و زبان انگلیسی همچون مسافري از استاني دور را با بالگرد ذهنش بر ميدان چشمش نشست، تا بکمک آید که در آن بسته آب سيب ( سمن سو) است كه شركت سان شان
شهد ارومية ايران تهيه کرده، تا تشنه را بنوشيدن دعوت كند، و به مجريان برنامه هاي تلویزیونی پیشنهاد نماید، تا هر كس از هر استانيست با بكارگيري لهجهء خود بكمك زبان انگليسي بشتابد و هر چه زودتر ايران فارسي زبان را بدنياي تمدن تك زباني جهاني نزديك کرده و برنامه نويسان جوان انترنتي را از زحمت پيرايش الفباي زبان فارسي از حروف عربي راحت نماید.
بلي باز هواي وطنم آرزوست.
1 – گیلکی وار با مالشی بر دانش این واژه را میشود خوانش خواند.
2 – آفتاب درخشان . شاید سبب تسمیه آلامد شدن خورشید خاوری باشد که در زمان ما هیچ چیز عجیب نیست.