قصب نرگس

خدا چو صورت ابروی دلگشای توبست – گشادِ کارمن اندر کرشمه های توبست
مرا و مرغ چمن را ز دل ربود آرام – زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست
ز کار ما و دل غنچه ای گره بگشود – نسیم صبح چو دل در پی هوای تو بست
مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد – ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست
چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن – که عهد با سر زلف گره گشای تو بست
تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال – خطا نکرد دل امید در وفای تو بست
ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت!
بخنده گفت که حافظ برو! که پای تو بست

(کلیات دیوان خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی/ بتصحیح حسین پژمان/ بروخیم/ 1318)
ص 37/ غزل 76
در هامش 2 این صفحه مصراع اول از بیت دوم را باینصورت از نسخه بدل آورده است:
«مرا و سرو چمن را بخاک راه نشاند»
و در هامش 3 از نسخه بدل «قصب زرکش قبای تو » آورده است.
در هامش چهار از نسخه «بس گره» را از نسخه بجای صدگره در مصراع اول بیت سوم میاورد
و مصراع دوم از بیت سوم را از نسخه چنین میاورد: «نسیم گل چو دل اندر ره هوای توبست»
– مصراع نخست بیت پنجم هامش 6 را دارد که در نسخه بدل: «تو خود حیات دگر بودی» آمده است. بنظر درستتر میاید خاصه که از حافظ تکرار مستبعد است و پسندیده نمینماید.
هامش 7: «خطا نگر که دل » آمده است .
دلگشا = صفت مرکب از دل + گشا =
دلگشا + گشاد = صنعت تجنیس(جناس زائد)
گُشادِِ کارِ ِمن = گشایش کار مرا ب…
کرشمه = ناز و غمزه
مرغ چمن = اضافهء تخصیصی
معنی بیت = زمانه آرام و قرار از دل من و دل مرغ چمن ربود،

مرحوم حسین پژمان در «لغات حافظ» که شامل صفحات( 390 – 41) میشود واژه قصب را چنین معنی کرده است: پارچه از کتان و ابریشم ، این لغت جمع و مفرد آن در فارسی غیر مستعمل است ، …

Share Your Thoughts