فتراک سرّ

غزل حافظ

پیشئی از عاشقان گر عاشقی هم راه گیر –

پای بر فرق خداوند کلاه و جاه گیر

سنگ غیرت بر سر دیندار دنیاجوی زن-

داغ حسرت بر دل درویش هستی خواه گیر

ز اسمان همت در آموز و تواضع از زمین-

مردمی از مهرجوی و نورمهر از ماه گیر

تا کی تر دامنی در منصب احوال و جاه-

 رو چو مردان حلقهء درگاه شاهنشاه گیر

گر چو شاهان بر سریر ملک نتوانی نشست

رو چو فراشّان طناب خیمه و خرگاه گیر

عشق گوید روز و شب در بند هر تر دامنی-

گر تو مرد راهء مائی زین سبکتر راه گیر

تا بکی از لا سخن گویی بیا ای حافظا-

این زمان فتراکِ سرّ عشق إلّا الله گیر

غزل شمارهء577 / کلیات دیوان/ حسین پژمان/ ص 255 .
.. خواستم تفألی از غزلیات حافظ طغرای این نامه کنم این غزل آمد که اگرچه از مشکوکات دیوان حافظ است، با اینحال حیفم آمد که همهء غزل را ننویسم که بسیار زیباست، پس آن را رونویسی کردم تا با هزاران آرزوی خوب برای شما دوست مهربانم بفرستم، نیز ملاحظه میکنی که چگونه این کلمات عربی شعر فارسی راآهنگین نموده و آنرا به جلوه آورده است و چگونه بر ثروت زبان افزوده است
. شاعر شیرین سخن در این غزل اضافه بر کلمات مرکب عربیفارسی بیست کلمه مفرده عربی را نیز آورده است:

عاشقان – عاشقی – فرق غیرت – حسرت – همت – تواضع – منصب – احوال – جاه – حلقه – سریر – ملک – فراش – طناب – خیمه – عشق – لا – فتراک – سرّ – عشق – إلاّ – الله.

غزل به وجه امر سروده شده است یعنی افعال موجود در آن فعل امر مفرد حاضر( برای شخص مفرد مخاطب ) است، و آن بترتیب وارده در غزل عبارتست: راه گیر – پای گیر سنگ غیرت زن – داغ حسرت گیر – همت در آموز – تواضع آموز مردمی جوی – نور مهر گیر – حلقهء درگاه گیر – طناب خیمه و خرگاه گیر – سبکتر راه گیر – فتراک سرّ گیر….

Share Your Thoughts