واثق شو، واسل شو

سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی – خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

در هامش تحقیق حسین پژمان از نسخه ای مصراع دوم بیت غزل را به این صورت آورده است:

– بوصلم مژدگانی داد الطاف خداوندی

در لسان العرب/ج 10/ ص 371: وثق = الثقة : أنا واثق به، و هو موثوق به، و هی موثوق بها، و هم موثوقون به، و در فرهنگ معین (vàsx ) (ع) (افا)- اطمينان کننده، مطمئن ، معتمد به. اطمينان یافتن و اعتماد کردن و واثق شدن و برای مثال همین بیت حافظ را آورده است، واثق شو بالطاف.

      اگرچه به نسخه ای دیگر از غزلیات حافظ دسترسی ندارم.   اما بنظر میاید که باید (واسل) باشد نه واثق، ازیرا که وثوق به الطاف الهی برای مؤمنان امری ثابت و لازم است؟ ولیکن بحکم انصراف و فراموشی که در طبیعت و خوی انسانی است، برای شاعر با استشمام نسیم (باد سحری )یادآوری برای توسل و متوسل شدن است، واسل شو = توسل کن ، لبید میگوید:

أری الناس لایدرون ما قدر أمرهم – بلی کل ذی رأی الی الله واسلُ

و توسل الیه بوسیلة اذا تقرب الیه بعمل ،و الوسیلة :الوصلة و القربی و جمعها الوسائل .

(رک: اسان العرب/ طبع بیروت/ ج11/ص 724 عمود دوم- ص725 عمود اول).

Share Your Thoughts