2 – مادرم

چنانکه قبلا گفتم مادرم زن جوان ناتوانی بود. بارها اورا بستري میدیدم؟ هنوز بیاد دارم روزها میگذشت، بدون آنکه اورا ببینم، با وجود اینکه کاملا بپرستارم متمایل بودم، و همانطور که گفتم روز و شبم در تصرف او بود. بااینحال دلسوزی پنهانی نسبت بمادر داشتم – اگرچه شکل او کاملا از یادم رفته، و من […]