4 – خانوادهء باترنوس

روز آشناییمان را با خانوادهء باترنوس نمیتوانم بیاد بیاورم، که از خاطراتم بدورست. خانوادهء باترنوس انگلیسی یوناني الاصل هستند، که در روزگار قدیم بانگلسستان کوچ کرده بودند. آنها عبارتند از سه خواهر و دو برادرجوان. یکیشان جورجي نام که جواني خوشرو و اجتماعي و بندرت در خانه بند میشد. دومي آندره که برخلاف برادرش بسیار […]

1 – تولد خواهرم – خانوادهء باترنوس –

   – یقین داشتم که ما چهارنفریم که دراین خانه بسر میبریم، وهمچنین یقین داشتم که اطاقهای آن خانه و درهاي ورودي و خروجي آنرا میشناسم، تا آنجا که هیچ شکي نداشتم که کسي آنجا باشد و من ندیده باشم، پس روزيکه دریافتم پنج نفرشده ایم سخت نگران شدم. این نفرپنجم، این دختر کوچولویی که […]

“در کودکیم” – دیباچه

اگرهم چیزی از افلاک و برجها و طالع ستارگان میدانستم در آگاهی از سعد یا نحس بودن روز تولدم بدردم نمیخورد، من نه تنها این چیزها را بلد نیستم، که هیچ – بلکه روز تولدم را هم نمیدانم، در این بابت از کسی دلگیر نیستم، زیرا این بی اطلاعی با ابهامی که از یادآوری روزهای […]

3 – خانهء تازه ؛ درکودکیم

خانهء تازه مان که به آن منتقل شدیم – برعکس قبلی داراي اطاقهاي کوچک و اثاثیهء تازه بود، و جلویش باغ کوچک منظمی قرار گرفته بود، وچیزیکه باعث ترس و بیم باشد؛ درآن وجود نداشت. باین علت به آن انس گرفتم، و درآن خود را از آن خانهء اسرارآمیز و قدیمي آزاد یافتم. این خانهء جدید […]

2 – مادرم

چنانکه قبلا گفتم مادرم زن جوان ناتوانی بود. بارها اورا بستري میدیدم؟ هنوز بیاد دارم روزها میگذشت، بدون آنکه اورا ببینم، با وجود اینکه کاملا بپرستارم متمایل بودم، و همانطور که گفتم روز و شبم در تصرف او بود. بااینحال دلسوزی پنهانی نسبت بمادر داشتم – اگرچه شکل او کاملا از یادم رفته، و من […]

10 – رفتن بمدرسه

زنگ در زده شد، ودر باز شد، و صدایی متین میگوید: صبح بخیر خانم من! آیا بچه ای که بسن مدرسه رسیده، و هنوز مدرسه نرفته باشد ندارید؟ آیا مریض نیست؟ نه آقای پاسبان! کاملا سالم است. آیا پدرش هست که با او صحبت کنم؟ رفته سر کارش. خانم من پس خبرش بدهید که فردا […]

الترکیب و الاشتقاق عاملان أساسیان لتعایش اللغة مع الحضارات

قال ابن المنظور:«اللغة : اللسن، وحدُها أنها أصوات یعبر بها عن أغراضهم،وهي فُعلةٌ من لَغَوَت؛ أي تکلمت،و أصلها اللغو: النطق. یقال: هذه لغتهم التي یلغون بها، أي ؛ ینطقون. و لغوي الطیر: أصواتها، والطیر تَلَغی بأصواتها؛ أي: تَنغَم…الخ »1 وقدشرح الأستاذ محمد معین لفظة اللغة باملائه و تلفظه الفارسي (لُغَت) بالنحو الآتي: «لغت (ع، ق […]

قهوه جوش

سال گذشته با دو همکار کارگاهیم “اریگو کوئیک” و “پدرینو برگنیولی” دعوت شده بودم تا چند روزیی را در ملکی شخصی در وسط نورماندی بگذرانیم. هوا که وقت بیرون شدن ما نوید میداد که عالی باشد، ناگهان عوض شد، و آنقدر باران بارید که جادهء پوک و توخالی و پر حفره یی که بر آن […]

سرنوشت پیري

       – صبح هنگامیکه بیدار شدم از  (عظامی = ostéologique ) دانستم که هوا خوب خواهد بود، و روزی مناسب برای گردش خواهد بود. و پس از بیرون رفتن پسرم و همسرش برای کار و رفتن دو نوه ام به مدرسه، چیزهایی را در کیسه ای جا دادم، و نامه ای نوشته و بروی […]

در کودکیم

زمستان منچستر طولانیست، و آن اشتیاق خاطر را برمیانگیزد برای روزگاری که در آن طبیعت جوان و زیبا شود، و آفتابی ملایم در آسمان رخ نماید، علاوه بر این زمستان پرسروصدا بود، برق اطراف ابرهای سیاه و غلیظ را بخود میکشاند و صدای ترسناک وغضبناک رعد در فضا میپیچد.آسمان میبارد، وشهردر سیلی کشنده غرق میشود.همه جا خیس، […]